خاطرات محمود فروغی؛ قسمت هفده: پیشنهاد شد وزیر دربار شوم، اما قبول نکردم/ سال ۵۷ اینقدر وضع خراب بود که مشخص بود کار رژیم تمام است/ اگر کار سفرا گیر میکرد به نزد وزیر دربار میرفتند
وقتی آمدم منزل، به خانمم گفتم که همچین صحبتی شده و همچین چیزی گفتند. گفت: «میخواهی بروی؟» گفتم: «نه، اصلاً به هیچوجه.» من آنموقع کاملاً حس میکردم که رژیم دیگر کارش تمام است. آنقدر شواهد واضح بود که احتیاج به تحلیل هم نداشت. وضع کشور خیلی بههم ریخته بود، و از بالا هیچ قدرت ابتکار، انعطاف یا تصمیمگیری نبود.
